X
تبلیغات
مهدی مرادی نسب




X
تبلیغات در بلاگ اسکای
هرچند صحبت کردن در مورد طلاق چندان خوشایند و مطلوب نیست، اما مطرح کردن مباحث خانواده می‌طلبد که در مورد این مساله نیز توضیحاتی داده شود.

- برای اجرا شدن طلاق، اخذ گواهی عدم امکان سازش الزامی است، ضمن اینکه دادگاه پس از بررسی موضوع، مساله را به داوری ارجاع می دهد و پس از کسب نظر داوران مبادرت به صدور حکم می‌کند.

- طلاق باید به صیغه‌ی طلاق و در حضور دو نفر مرد عادل صورت گیرد.

- طلاق دهنده باید بالغ ،عاقل ، قاصد و مختار باشد.

- ممکن است صیغه‌ی طلاق را توسط وکیل اجرا کرد.

- طلاق مخصوص عقد دائم است و زن منقطعه با انقضاء مدت یا بذل آن از طرف شوهر از زوجیت خارج می شود.

-طلاق بر دو قسم است: بائن و رجعی

- در طلاق رجعی مرد می‌تواند در ایام عده رجوع کند و دیگر نیازی به صیغه‌ی جدا نیست، اما در طلاق بائن دیگر مرد حق رجوع ندارد.

- در موارد زیر طلاق بائن است:
1- طلاقی که قبل از نزدیکی واقع شود
2- طلاق یائسه
3- طلاق خلع و مبارات مادام که زن به عوض رجوع نکرده باشد
4- سومین طلاق که بعد از سه وصلت متوالی به عمل آید اعم از اینکه وصلت در نتیجه‌ی رجوع باشد یا در نتیجه‌ی نکاح جدید.

- منظور از طلاق خلع آنست که زن به واسطه‌ی کراهتی که از شوهر خود دارد، در مقابل مالی که به شوهر می‌دهد، طلاق بگیرد و طلاق مبارات نیز آنست که کراهت از جانب طرفین باشد ولی در این صورت عوض نباید زائد بر میزان مهر باشد.

- زن بعد از طلاق باید عده نگه دارد.(عده مدتی است که زن در آن مدت نمی‌تواند ازدواج کند.)

-عده وفات چهار ماه و ده روز است ولی عده‌ی طلاق متفاوت است.

- در موارد زیر زن می‌تواند در خواست طلاق کند:
1- در صورت استنکاف شوهر از پرداخت نفقه و عدم امکان اجبار او به پرداخت.
2- در صورتی که دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشد. عسر و حرج یعنی دشواری ، سختی و تنگنا.
3- در صورتی که شوهر 4 سال تمام مفقود الاثر شود و حکم موت فرضی در مورد او صادر شده باشد.
4- در خواست صدور حکم با استفاده از ماده 1119 قانون مدنی ؛ به موجب ماد‌ه‌ی یاد شده طرفین عقد می توانند هر شرطی را که مخالف با مقتضای عقد مزبور نباشد ، در ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر قرار دهند.

- عده طلاق و فسخ نکاح و بذل مدت و انقضای آن در مورد زن باردار تا وضع حمل است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آذر 1389ساعت 1:47  توسط مهدی  | 



سه عامل اصلی طلاق

 


خانواده سبز :فقر،اعتياد و عدم تفاهم سه عامل طلاق هستند
طلاق به عنوان يك معضل اجتماعي، علل گوناگوني دارد؛ ۳ علت عمده طلاق عبارتند از: اول، مباحث اقتصادي، فقر، بيكاري و دغدغه هاي معيشتي؛ دوم، اعتياد كه با توجه به زياد شدن روز افزون معتادان اين پارامتر به يكي از مهم ترين علت هاي طلاق تبديل شده است و در نهايت عدم تفاهم زوجين كه بسياري از طلاق ها در اين قالب رخ مي دهد و زن و شوهر ها با وجود اين كه هيچ كدام مشكل خاصي ندارند، نمي توانند با هم زندگي كنند.
عباس جعفري دولت آبادي، رئيس مجتمع قضايي خانواده ۱ با بيان اين مطلب،گفت: برخي از طلاق ها ناشي از ازدواج هاي غلط است، ازدواج هايي كه يا ناشي از اجبار يا ناشي از عدم شناخت، عواطف و احساسات زودگذر يا ازدواج بدون تعمق بوده است.
برخي از طلاق ها از ازدواج هاي نادرست و برخي ديگر از دخالت ها و دلسوزي هاي نابجاي ديگران سرچشمه مي گيرد؛ اگر ما مي توانستيم به خانواده ها آموزش دهيم كه به جاي دخالت، فرزندان خود را راهنمايي كنند؛ زمينه بسياري از طلاق ها از بين مي رفت.
وي، معتقد است: يكي از مشكلات مهم زنان در دادگاه ها بحث هزينه دادرسي است؛ زن براي ادامه زندگي نفقه مي خواهد ولي هزينه دادرسي ندارد؛ مهرش را مي خواهد به اجرا بگذارد، ولي باز هم هزينه دادرسي ندارد.
براي برطرف شدن اين مشكلات بايد تسهيلاتي در اين بخش ها به وجود آوريم، ما بايد هزينه دادرسي را در برخي پرونده ها مانند نفقه برداريم.
برخي از احكام را قطعي اعلام كنيم تا اطاله كم تر شود وگرنه با وجود قوانين فعلي اطاله دادرسي همچنان ادامه دارد.
جعفري در خصوص اثر فساد در جامعه بر روابط بين زوجين اظهار داشت: معتقدم كه فساد و فحشا از عوامل مهم آسيب هايي است كه استحكام خانواده را از ميان مي برد.
يعني خانواده اي كه بخواهد از خطرات مصون بماند بايد در محيط سالم رشد كند وقتي زوجين دچار روابط نامشروع شوند، بر روي كانون خانواده و در نتيجه فرزندان و رفتار آنها تاثير مي گذارد. حكومت در اين بخش بايد به طور جدي برنامه ريزي كند.
ليلا اسدي، معاون قضايي مجتمع خانواده نيز درباره نگاه مردسالارانه قوانين گفت: مساله دفاع از حقوق زنان در كل دنيا وجود دارد و همين مساله باعث به وجود آمدن نگاه فمينيستي شده است و نمي توان گفت علت به وجود آمدن اين نگاه، قانون مردسالارانه كشور ماست.
من معتقدم كه قوانين ما به خصوص در حوزه خانواده تا حدي نگاه مردسالارانه دارد ولي علت اصلي به وجود آمدن اين نگاه از ديدگاه هاي مردم و فرهنگ جامعه كه از ديرباز وجود داشته سرچشمه مي گيرد و هم اكنون آرام آرام در حال تغيير كردن است و البته به سمت صحيحي نمي رود.
جعفري در ادامه اين مطلب افزود: با توجه به اين كه حق طلاق با مرد است مگر در مراحل اثبات عسر و حرج از جانب زن، اخيراًً زنان درصددند كه حق طلاق را در قالب شرط وكالت به دست آورند اين مساله كم كم در حال مطرح شدن است و مغايرتي با فقه ندارد.در حال حاضر زنان براي به دست آوردن حق طلاق مي توانند اين حق را به عنوان يكي از شروط ضمن عقد مطرح كنند.منتها جامعه در حال حاضر ظرفيت پذيرش اين حق را ندارد و كار فرهنگي و آموزش بيشتر در اين زمينه ضرورت دارد.

 

 

1.       

 

2.       

 

3.       

 

 

 

4.        فروردین ۹م, ۱۳۸۹۸:۲۴ ق.ظ

5.        فروردین ۲۴م, ۱۳۸۹۳:۳۱ ق.ظ

 

6.        مرداد ۳۱م, ۱۳۸۹۷:۵۸ ق.ظ

 



7.        آبان ۱۶م, ۱۳۸۹۹:۱۰ ق.ظ

 

8.        آبان ۱۶م, ۱۳۸۹۱۰:۴۸ ق.ظ

 

9.        آبان ۱۷م, ۱۳۸۹۵:۳۱ ق.ظ

 

 

10.    آبان ۲۴م, ۱۳۸۹۳:۴۱ ق.ظ

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آذر 1389ساعت 1:44  توسط مهدی  | 

یکشنبه هفدهم مرداد 1389

شرگذشت یک مطقه

انسان باآدم فرق بسیاردارد - آدم همه رامثل آئینه می پنداردیعنی خودرادرروی طرف میبیندیعنی اگرادم پستی باشد باهمان دیدبه طرف نگاه میکند بگفته کافرهمه رابه کیش خودپندارد- همه آدم میتواندبه یکی توهین کند اماانسان انکه دربرابرتوهین تحمل کندوباقدرت جوابگوئی جواب ندهدکه عرفابراین باورندوقتی انسان جواب ندادعین حرکات وگفتاربخودطرف گوینده برمیگرددوبه یک مومن توهین نمیکندمگردرسه مرحله یعنی سه جورآدم ۱ ولدزناباشد ۲ شخص دست خورده باشدمقابل فاعل وخنیث ۳ ولدشبهه باشد توهین ممنوع حتی ....

دقت کنیدسنگسارزنادراسلام نیست وباشرایطی که گفته شده امکان سنگساررانمیدهد
http://tarikhema.ir/books/religion/islam/Hokme%20Sangsar%20Dar%20Islam.pdf
بادقت کامل بخوانیددرمواقع ضروری اگرلازم باشد ۴ شاهدعادل میخواهدویااقرار۴ بارزانی آنهم ازادانه باعقل سلیم قاضی حق نداردباارعاب اعتراف بگیرد هرگاه متهم گفت من نکردم نباید دنباله اش راگرفت کتاب گذاشته شده رابادقت بخوانید اخلاقا هرجا صحبت کردید نامی ازوبلاگ باید ببرید واصل سایت ما که
http://www.maktabmaghrebi.com/
۶ نفردودختربه سن ۳۰ ساله و۲ نفرمطلقه آماده ازدواج یکی ازمطلقه ها ۳۵ ساله باایمان اهل نمازوروزه امامانتوپوش مدیرومدبرحتی میتواندمدیریت یک کارخانه رابکند دیگری ۳۲ ساله دارای یک کودک یکساله آماده ازدواج خیلی خانه دارسربزیرو۴ نفر دختر درصورت آماده بما خبربدهید ۰۹۱۴۴۱۵۰۶۰۴ مغربی
شرایط برای ازدواج بااینها ۱ عقددائمی ۲ زندگی شخصی وجداگانه درصورت داشتن زن دیگر ۳ خواستگارنمازخوان وعدم اعتیاد وحتی سیگار-- آدم سالم بدون سابقه زندان ۴ فاصله سنی از۱۰ سال بالا نباشد خواستگاران اگرمادرداشته باشند که باهم زندگی کنند بلا مانع است -- وزندگی معولی نه تجملاتی زندگی بااینها یک نعمت خدادادی است وسابقه اینهاتضمینی هرگونه خلاف اینهاراماعهده دارهستیم ناگفته نماندبنده چون معتمدمحل هستم ومردم مابه بنده اطمینان دارند من ازکسان اینهاخانمها سوال کرده ام این پیشنهادهارامیدهم والا کسانی نیستند که بدنبال شوهرباشند من برای خداپیشقدم هستم که اینهاشوهرگنند بعدهاخواهید دید
بعضی دختران درنازونعمت خانه پدری خیال میکنند این نعمت دائمی است بطوریکه راحتی گل میکند

دختری درخانه پدرش نامزد شد اما بعددانسته شد پسرقبلا یکی را طلاق داده روزی مادرپسر گویا باکسی سری وسری داشته دخترکه اول به حرف مادروپدرنکرده بود تن به ازدواج داده بود میبیند کارش اشتباه بوده حالا نمیتواند چیزی بگوید بهرحال مادرپسرمیخواهد این راهم ازراه بدربرد که دختربه مادروپدرخود نگفته تقاضای طلاق میکند وخانواده پسر قبول میکنند مگوکه مادروپسر دست به یکی کرده بودند بااین حرف رایگان ازدست دخترخلاص شوند وپسره ازکارهای مادرخبرمیداشته این دخترطلاق میگیرد به خانه پدرمیاید چندی بعدناپدید میشود بعدازدوروز خبرمیکند که به یکی ازشهرهای اصفهان رفته گویا برای خلاصی ازمخمصه پسر قبلی کسی ادرس یک فالگیررامیدهد واین دختربافال گیرتماس میگیرد تلفنی پس ازچندی فال بین زیرپای دخترخوابیده قرارمیگذارند فال بین میاید به شهردختر دوتائی بدون خبرازپدرومادر فرارمیکنند پس ازخیلی جریانات که بمن تعریف میکرد دختر میبیند فال بین آه دربساط ندارد قبل ازاین یک زن گرفته دراثرنداری بایک فرزندپسر طلاقش داده دخترکه کلی پول نقد وطلاجات ازخانه پدرداشت برده بود با این وسایل خانه میخرد میروند پیش یک شیخ دفتردار عقد میکنند عقد موقت >

نوشته شده توسط حمید مغربی باسمنج در 0:5 |  لینک ثابت   • 4 نظر

سه شنبه بیستم مرداد 1388

حل اختلافات

راه حل اختلاف خانواده درادامه میخوانید

رزمان این نامه راحل کردید ماهم اختلاف شماراحل میکنیم
http://www.maktabmaghrebi.com/

نوشته شده توسط حمید مغربی باسمنج در 23:42 |  لینک ثابت   • یک نظر

جمعه دوازدهم مهر 1387

بادقت بخوانید

 بنام خداوندیکه  همه مخلوق را زوج آفرید

ازدواج یک امرمهم است درزندگی بشری این امرراباید محترم شمرد چون ازدواج باعمربشری سروکاردارد باید خیلی محتادانه عمل کرد اگرسرسری گرفته شود عمررا آتش میزند شما علی ع را ببینید بعدازحضرت زهراس مدتی مجردماند هرکه  معرفی کردند قبول نکرد درآخرفرمود چون زن شیربه کودک خواهد داد  وشیرمادراست که کودک را موفق یا غیرمیکند لازم است زنی بگیرید که هم شجاع باشد وهم باعفت ووقارتابتواند به بچه های من  تاثیرکند که رفتند جناب فاطمه ام البنین  س را گرفتند که حضرت ابوالفضل ع ازآن پرورش یافت  پس زن وخانواده زن ومادرزن خیلی درزندگی دخیل است  پس شما وقتی دختری رامیگیرید اول به مادرش نگاه کنید اگرمادرباشوهرخودسازگاروکدباندبود دخترش همان خواهد بود زنیکه احترام شوهرندارد واهل اسراف است  نمیتواند دخترش زن ایده آل باشد بعدباید 10 سال زن ازمرد کوچک باشد وزنی را بگیرید که ازنظر مادی ومعنوی  کمترازخودت نباشد وبالاترهم نباشد هم کف خودراپیداکن واما پسر بازپدرش را نگاه کن اگرپدرباوقارو مرد بود پسر همان خواهد بود چون پسران ازمادر وپدرالگومیگیرند پسریکه صبح تا شب درسر چهارراه باشد ازآن شوهر نمیشود گول این پسران فرفری را نخورید سعی کنید باکسی ازدواج کنید که  امراض داخلی وافسردگی نداشته باشد دنبال دانش یا صنعت  باشد بعد از ازدواج

کسان مرد ویازن را درزندگی دخالت ندهید روز اول بااحترام بگوئید مادریا مادرزن  بی زحمت درخانه ما دخالت نکنید لازم شد خودمان میگوئیم  نگذارید مادران هردوطرف دخالت کند مواظب خاله های خود باشید بطورکل احدی را اجازه دخالت ندهید وقتی مادری خواست درخانه شما بگوید جای این یخچال یاغیره خوب نیست بگوئید مادربا ما کارنداشته باش 

2 ازروز اول باهرقدرثروت به زن بگو قناعت کن ازریخت وپاچ دوری کنید زن قناعت نداشته باشد شوهرورشکست خواهد شد قناعت این نیست که نخورید نه یعنی  اضافه  نباشد درسفره چندرقم خورش حرام بدانید وقتی عادت به قناعت کردید بچه ها عادت میکنند برای بچه ها قناعت یاد بدهید

3 ازغذای بیرون جدا خودداری کنید 4 مرد نامحرم را هرکس که باشد درحدامکان به خانه نبرید دربیرون دوست باش  بخانه نبرید مردوزن نامحرم  باتمام عفت واعتقا د مثل بنزین وآتش است  3 درسرسفره زن ومرد را باهم ننشانید 4 خانم پیش شوهرت با سروسینه بازبه مرد نامحرم  دیده نشو وخنده درپیش مرد نامحرم اولین کلید بدبختی است مگو که فلانی آدم خوب است

3 درپیش مردم همسرت خودراانتقاد نکن برای خندیدن مردم خراب مکن بلکه تعریف کن 4 درخفاوظاهر ازمرد نامحرم تعریف مکن 5 تامیتوانید اقتصادی باشید ازخرید غیرضروری پرهیز کنید 5 = اگردهان همسربدبواست مگو مگربا مثال  بگو فلان خانم یامرد دهنش بومیداد رفتند دکترتاطرف بداند وبرطرف کند 6 درخرید لباس باهم باشید هررنگی که همسر پسندکرد بخرید 7 درخانه تا حدتوان بهداشتی باید و سرووضع خودرا درست کنید تا دلپسندشوید برای کوچه آرایش میکنید اما به شوهربی تفاوت این اختلاف آتی دارد8 -  همدیگررا ازحمام سیرنگهدارید وقتی شوهردرخانه آسایش داشته باشد وازرختخواب سیر بلند شود بدنبال زن دیگرنمیشود وزن هم همانطور درهرخانه رختخواب گرم باشد اختلاف به صفرمیرسد 9 -  هزینه را بدست زن بدهید زنان قناعت دارند هم خودت وهم زن راحت باشد

10 حرف دل را پنهان نکنید خواسته خودرا بطورروشن به طرف بگوئید 11 -  ازگذشته خودبه همسرمگوئید مخصوصا زن اگردرگذشته با پسری بودی لازم نیست  بگوئی  دراول ازدواج باید گفته میشد حالا که وقت گذشته مگو مگو 12 – اگریکی ازشما سردمزاج است  برای نزدیکی رغبت ندارد به دکتربروید نگوکه دوست ندارد نه  مریض است  13 -  ازگرفتن دوست زن ویامرد دوری کن آخه چه لزومی دارد باداشتن همسربفکردوست غریبه باشید 14 = اگرازتیپ مردی خوشت میآید آن تیپ رابه شوهرت  درست کن  وسعی دروفاداری کنید بابااعضای بدن همه انسانهایکیست فقط صورتهافرق دارند

15 -  نفس مرد نامحرم  مثل جذام است فرارکن بی دلیل نیست که بزرگان گفتند درخانه ایکه  مرد وزن نامحرم  نشسته باشند آن سقف را به سرشان خراب کنید بابا خلایق بدون منفعت  دلسوزکسی نیستند توقع دارند

16 = نگوکه فلان مرد مثل برادرم است نه  ازبدن سفید اززیرگلوی تو کسی رد نمیشود بپوشان 17 = دقت پیش همسرازکسان او بدگوئی مکنید ولواوخودش قطع رابطه باشد هیچکس خوش ندارد کسی ازپدرومادرش بدبگوید

18 = مطلبی که درآینده امکان اختلاف دارد به همسرمگو اگردربیرون خلافی داری لازم نیست بگوئی  ازعیب کسان خودپیش همسر نگوئید اسرارخانه رابه کسی ندهید ولومادر19 = خانم درپیش مهمان نامحرم طوری لباس نپوش که پستی وبلندی بدنت معلوم شود چون زن مثل گل است گل باید خارداشته باشد مگذارکسی ازتوسوء استفاده کند 20 = درمنزل کمک کردن به کارخانه  کاربزرگان است نگوکه مردم  چراظرف بشویم

پیش بچه ها بالباس زیرحاضرنشوید روزی جوانی ازخانه رفته بودمراواسطه کردند جوان گفت فلانی درکودکی دیدم مادرم  با لباس نازک پیش عمویم راه میرود وعموزیرچشمی نگاه میکند من نمیتوانم مادریکه ازنامحرم پرهیزندارد با اوزندگی کنم == خاله ای بالباس  خیلی مستهجن پیش خواهرزاده اش رفت وآمدکرده بود بطوریکه موهای بدنش معلوم شده بود خواهرزاده دست خاله راگرفته زناکرده بود پس ازخوابیدن حرارتش خودوخاله راکشته بود خانم تو شرف داری اجازه نده خودرادرمعرض دید قراردهید بخدا عقب مانده نمیشوید باپوشیدن خود ودوری ازنامحرم عقب مانده نمیکند باشوهرت باش  خیال کن  مرد دلخواهت است

21 = وقتی بگومگودارید زود دل طرف رابدست ارید مگوکه  من اگرجلوبیفتم آشتی کنم کوچک میشوم پیش چه کسی کوچک میشوید ؟

22 = واردخانه شدی باگفتن خانم خسته نباشی  کوجک نمیشی مثل غریبه دربدوورود باهمدگردست بدهید ادامه دارد

دختری بودم ۲۹ ساله درخانه پدری ازنازونعمت واحترام کم نداشتم که روزی دوستانم گفتندیک فالبین هست که غوغامیکندومنهم بخیال خودزنگ زدم تابرای من دعابنویسد - یک دعانوشت که میخوانید - چندبارتلفنی صحبت کردیم تااینکه مراوسواس کردکه بیا به شهرمن من توراخوشبخت میکنم روزیکه مادرم درخانه نبود رفتم ترمینال سواراوتوبوس برم به شهرفالبین توی راه دیدم راننده ازمن دست بردارنیست سرشام شاگردامدگفت راننده میگویدچون تنهائی بیا پیش ما من فهمیدم که چه میخواهدچون شنیده بودم که رانندگان اوتوبوس ازهزاریکی سالم نیست نه نمازونه ایمان فقط گویااینهارا ساخته اند که به مسافران زن پیله کنند گفتم بروگم شو وآنهم پکرشدورفت تارسیم به مقصد دیدم یک نفرآمدگفت توفلانی هستی بلی مرابردخانه اش دیدم ازجهنم یک مقداربدتراست نه فرشی نه ظرفی فقط دوتااستکان ویک جارو یک نیمه موکت نشستم دیدم که چی شده خواستم بلندشده بروم به شهرم رویم نشد- امااوبمن اززناشوئی چیزی نگفت خیلی باادب برخوردکردتاپس ازده روزرفتیم پیش یک آخوند عقدکردیم پس ازآنکه عقدکردیم دیدم این بابا قبل ازمن یک زن داردوزن ازدستش فرارکرده حاج وواج ماندم نمیدانستم چکارکنم تااینکه روزی ازکلانتری محل آمدندفالبین رادستگیرکردندمن بدون آشنابدون پول ماندم خودم هم آدم ترسوئی هستم باهزارترس رفتم بازارطلاهایم که ازخانه پدری آورده بودم فروختم شبهاازترس بیدارروزهامیخوابیدم اما رختخواب نبودیک چیزی میگویم شمامیشنویدچون پدرم عمرش رادراه خدمت به مردم گذاشته بوددرهرشهری اشناداشت روزی تصادفاً دفترتلفن خودم رانگاه میکردم دیدم درآن شهرپدرم دوستی داردکه تلفنش دردفترمن است فرداروزه گرفتم باپشیمانی که این چکاربودکردم تابه آن مردزنگ زدم گفتم پدرم مرابه کسی داده که نمیدانستیم فالبین است وزندگی مان رادزدبرده هیچی نداریم آن مردآمدباهزارتعجب گفت چطورپدرت حاضربه این ازدواج شده من الکی چیزهائی گفتم بااینکه قانع نشداماگفت چون نان پدرت راخورده ام ببینم چکارمیشه کردفرداآمدگفت سندخانه داریدگفتم نه اینجاکه جای نشستن نیست یک اطاق قبرستان است که شبهامرده هارااینجامیگذاشتندتاما آمدیم نمیگذارندراستش آنطوری بودبهرحال ازپول طلاهایم دادم رفت باضمانت اززندان درآوردشوهرفلبینم آمدبجای تشکرگفت پدرت به اینهاگفته ماراگرفتندهرچه گفتم اگرپدرم بداندکه هردوی مارامیکشدقبول نمیکردگاهی مرابه بادکتک میگرفت ومیگفت بدبخت اگرفالبینهابتوانندخودرانجات میدهند یکسال گذشت وآن دوست پدرم جریان فراررافهمیدبه پدرم نگفت اماگاه گداری میامدحالی ازمن میپرسید وروزی دیدم دوست پدرم امدگفت به پدرت گفتم وهزارقسم یادکردم که سراغ تورانگیردامابمن گفته وسایل خانه بخرم رفت بازارهرچه لازم یک خانه بودازقالی تارختخواب ویخچال وغیره خریدآوردخانه اماگفت الا ابدا به خانواده ات زنگ بزنیدامسال که ماه رمضان آمدمافقط بایک کیلوگوشت درسی روزروزه گرفتیم البته من نه شوهرم اواعتقادبه خدا نداردحالا من هستم عالمی بدبدبختی درشهرغربت نه کسی میاید نه کسی میرود این رانوشتم دختران وقتی درخانه پدرهستندخیال نکنندکه درخانه مردهاریختنددست پدرومادرشان راببوسند ولوصدسال مجردبماننداگردقت درازدواج نشودبدبختی دودنیارادارندگول این پسران فرفری رانخوریداول امتحان کنیدبعدتصمیم بگیریداگرپسری واقعاً مردباشدفقرعیب ندارداقلاًشخصیت داشته باشدباسرنوشت یک دختربدبخت بازی نمیکنددختریکه درخیابان پیداشودوپسرهم همانطورمعلوم است که سوءاستفاده است نه زناشوئی اگرپسریادخترشعوردارندبرونددرخانه خواستگاری کنندنه سرخیابان مردیکه وضع ظاهری خودرانمیداندچه کندچگونه معلم بچه اش خواهدبودیک موی درازیک شلوارتنگ که مردنمیشودکارگرباشد به جهنم آدم کم میخوردزندگی میکندامادارای شعورزندگی باشدکسیکه دختریاپسرایمان به خدایش که روزی ده آن است نداشته باشدوکسیکه باخلاف دهن کجی بخدایش بکندچگونه به زنش وفادارخواهدبود یاشوهرداری میکند ایمان است که انسانهاراباغیرت وباعزت میکندنه موی درازویاپدرپولداردخترسعی کنیداصالت پیداکنیدامروزه بعضی هاایمان بخداوائمه ع را عقب مانده میدانند آیا کسی هم مومن باشد وهم سربراه وکارکن وخانه دارکجای اوعقب میماندمگرخداشناسی فرهنگ اوراازدستش میگیرد؟ این است سرگذشت من شمامیخوانیدامانمیدانیدگول خوردن ازپسران بی عاطفه وبی مبالات چیست )

به نظرشماخانواده ام یاپدرم چکارکنند نظربدهید

لطفاًاگرمطلقه هستید به این اشعاردقت کنید

تو ای مادربگــوبرماکــــــجائی
براهت منتظرمانده دو   چشمم
بهرجادیده ام صــــــلح وصفارا
بجانـــــــم شیره جانت    بدادی
بجـــــای آنکه من گریم  برایت
گشـــــودی بال خودتاپر  گرفتم
به بالــــش سرنهم بایاد  رویت
بدنبال تـــــــــوام درسن   پیری
بدورم این هــــمه قوم و  قبــایل
بیادآرم که برگـــشتم   زمکــتب
ندیدم خوشترازآن لحن  صوتت
بدستم تا بدادی   لقــــمه ای   را
همه خودرابمن خواهد  به دینار
توبودی مونسم بی اجرو مزدی
مراخـــواهنـــــدباثروت به دارا
بیادت میشوم با  چشــــم گریان
بیادآنکه میـــــــــبوسیدی رویم
خوش آن شبهاکه بودم درکنارت
صدای قلب خوبت میـــشنیدم
اگـــــربیـــــــنم تورایکـــــباردیگر
گهی همچون شبه اندرخیالم
به ظاهـــرگرلبم خندد به باطن
ازآن روزیکـــــه رفتــــی ازکنارم

دردامه مطلب بقیه رابخوانید

 

کجارفــــتی کنون  ازما جدائــی
که شـــــــــاید باردیگرتوبیائـــی
تو آن اسطوره صلح وصفا ئـــی
ندیدم درعــــــطامثل تو طا ئــــی
نمیدانم بمــــن گریان   چرا ئــــی
که تایادم بدادی پر   گــــشا ئــــی
مگــــــرباردگردرخـــــوابم آئــــی
دراین عالم که داردبی    وفائـــی
غریبم بی تو درصبح    مسائـــی
لباســـــم میگرفتی با    صدائـــی
چونـــــی درلابلای   بی نوائــــی
نبینم دیگـــــرآن    طعم غذا ئــــی
بدون مــــــــــال  من نود  فدائـــی
ولی اکنون همه   همچون  گدا ئی
بدون آن نــــه من نه   آشنا  ئــــی
به این فکــــــرم شودآیا بیا  ئــــی
روان کردی به مکـتب بادعـائـــی
که دستت  با لشم  شد  با  صفائی
ندیــــــــدم خوبترازآن  صـدائــــی
دل وجان راکنـــــم برتو فـدائــــی
بسان    پرده هــای   سینمائـــــی
هــــــزاران باربدازگریه هائــــــی
شدم تنها  نه  ســـردارم نه    پائی



ادامه مطلب
نوشته شده توسط حمید مغربی باسمنج در 15:25 |  لینک ثابت   • 4 نظر

پنجشنبه چهارم مهر 1387

طلاق چرا؟

وقتی دختروپسرتصمیم به ازدواج دارند دختریکه باهزارنازبزرگ شده میرود لباس دیگری رابشوید؟ نه وپسرکه بامشقت هزینه خودرادرمیاورد دختری میگیردتاهزینه اوراهم متحمل شود؟ نه پس معلوم است ازدواج صرفابرای همبسترشدن است مابقی کارهای جانبی بعداپیش میاید
حالادقت کنید پس چرااختلاف دارید ؟ من میگویم بیشترین اختلاف وقتی یکی ازطرفین نمیتواندآشکارابگویدکه من دلم میخواهدهمبسترشویم بهانه جوئی میکندکاربجای بایک کشیده میشود پس عزیزان خانم وقتی شوهربخانه آمدباخوشروئی برخوردبکن بعدخودرابرای حمام آماده نشان بده تامردت بدون رودربایستی به رختخواب رود وسعی کن نه باسردی باعشوه گری که مخصوص زنان است اوراازخوابیدن راضی کن اگرمردی یازنی ازهمخوابی طرف راضی باشدیعنی هروقت دلش خواست آماده باشد اختلاف به صفرمیرسد
بعضی ازبروزاختلاف رامیگویم 1 درپیش مردم همسرت راکوچک نکن 2 برای خنداندن دیگران شوهرت یازنت به سخره نگیراوپاره تن توست چرانیمی ازخودراپیش این وآن کوچک میکنی ادامه دارد 


نوشته شده توسط حمید مغربی باسمنج در 14:39 |  لینک ثابت   • 6 نظر

چهارشنبه دوازدهم تیر 1387

حل اختلافات

مطالب جدیدنوشته خواهدشدhttp://www.maktabmaghrebi.com/images/stories/vezarat.jpg

نوشته شده توسط حمید مغربی باسمنج در 20:5 |  لینک ثابت   • 21 نظر
 
b2evolution IPB Phpbb Takgam asp forum Vbulletin
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آذر 1389ساعت 1:28  توسط مهدی  | 

جستجو در   
امکانات
وابسته به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی CRCIS 1389/9/17
X
شما با جستجوی واژه " طلاق " وارد پايگاه ما شده ايد مایلید عبارت موردنظر را در پایگاه جستجو نمایید اينجا را کليک کنید


فهرست مطالب نتایج جستجو
  • شناسنامه شماره
  • چهل گام با امام
  • احکام طلاق (3)
  • مسئولیت دولت و جامعه در برابرازدواج جوانان
  • چاره کار؛ آگاهى، هماهنگى و ارتباط
  • گزارشى از برگزارى اولین جشنوارهمطبوعات، بهداشت و حقوق بارورى
  • سیاسى اجتماعى / خبر
  • آشنایى با وظایف دفترشبه خانواده همه چیز براى نزدیکى بیشتر به«خانواده»
  • ام البنین، اسوه مادران و همسران شهید
  • از ازدواج هاى سیاسى افشارها تاانتقال قدرت به قاجارها
  • سخن اهل دل
  • نقد فمینیستى فیلم
  • در برزخ قضاوت
  • قصه هاى شما
  • توبه از تردامنى
  • اعتماد به نفس
  • نوجوانان و قلدرى!
  • چرا ازدواج مى کنید؟
  • پیشاپیش
  • پرخاشگرى
  • تو را چشم در راهم
  • دختران بهار / شمیم یار
  • فصل مشترک
  • ترنم وصل
  • رؤیایى شاد از مادر
  • مرد هزاره دوم
  • اسلحه خالى
  • مقصر کیست؟
  • امدادگرى لیاقت مى خواهد
  • کلام طیّب
  • با هم بودن
  • دیابت
  • مونسترا
  • تازه هاى پژوهش
  • روش هاى پخت
  • کودکان از بادکنک بازى چهمفاهیمى را مى آموزند؟
  • صدمات ورزشى چیست و چه بایدکرد؟
  • در حسرت نان سالم
  • آیا کودکان نیاز به اتاق اختصاصىدارند؟
  • ارزش غذایى میوه ها و سبزى ها
  • سرطان تخمدان و درمان آن
  • کتابخانه پیام زن
  •  
    پیام زن :: شهریور 1385، شماره 174
    احکام طلاق (3)

    گزیده استفتاها از محضر امام خمینى (34)

    س: در مواردى که دادگاه زندگى زوجین را غیر ممکن تشخیص مى دهد و بدون رضایت زوج حکم طلاق را صادر مى کند، آیا طلاق مزبور رجعى است یا خلعى؟

    ج: تابع این است که چه شرایطى موجود باشد و چه قسم طلاقى واقع شود.

    س: مردى با زن مطلّقه اى ازدواج نموده و پس از چندین سال متوجه شده که طلاق زوجه به دستور دادگاه بوده و مطابق با موازین شرعى نبوده و زوجه هم مى گوید شوهر اول من راضى به طلاق نبوده و پدرم با توسل به دادگاه و اجبارا طلاق مرا گرفته است و حتى فعلاً نیز اگر از شوهرم سؤال شود، مى گوید که من راضى به طلاق نبودم. ولى پدر زوجه (که مورد وثوق نیست) ادعا مى کند که من پس از اجراى طلاق به دستور دادگاه و توسط محضر، از زوج اجازه گرفته و صیغه طلاق را جارى نموده ام. آیا این زن و شوهر به یکدیگر حرام مؤبّد بوده و باید جدا شوند؟ یا با اعتماد به قول پدر زوجه مى توانند به زندگى خود ادامه دهند؟

    ج: زن تا به طریق شرعى دعواى خود را که بطلان طلاق است اثبات نکند، حرمت ابدیه بر مرد ثابت نیست و زن باید به آنچه بین خود و خدا علم دارد عمل نماید.

    س: اگر مردى از پرداخت نفقه و سایر حقوق زن امتناع ورزد و او را مورد اذیت و آزار قرار دهد و حاضر به طلاق هم نباشد حتى به طلاق خلع، آیا حاکم شرع حق اجبار او را به طلاق و یا اجراى آن را دارد؟

    ج: اختیار طلاق به دست شوهر است و حاکم شرع مى تواند در صورت مطالبه زوجه، شوهر را وا دارد که حقوق زن را ادا نماید و در بعض موارد حاکم شرع مى تواند طلاق بدهد.

    س: طلاق هایى که در زمان رژیم گذشته توسط دادگاههاى حمایت از خانواده با حکم عدم سازش انجام گرفته است چه حکمى دارد؟

    ج: اگر طلاق از روى اکراه زوج واقع شده یا بدون اذن او بوده، صحیح نیست.

    س: زنى بدون خواسته و رضایت مرد و با استفاده از نفوذ خود در دادگاههاى زمان طاغوت، (با اجیر نمودن وکیل زبردست در آن دادگاهها) در غیاب شوهرش حکم طلاق گرفته. اولاً: پس گرفتن مهریه نامبرده با توجه به نکات فوق و معیل بودن مرد به چه نحو و صورتى خواهد بود؟ و ثانیا: آیا صدور حکم طلاق بدون حضور و رضایت مرد صحیح است؟

    ج: مهریه ملک زن است و شوهر نمى تواند دوباره آن را به خود برگرداند ولى طلاقى که بدون اذن شوهر و بدون مجوز شرعى انجام گرفته، باطل است.

    س: همسر اینجانب بعد از وضع حمل در بیمارستان فرزندمان را تحویل بنده داده و مهریه خود را نیز بخشیده و درخواست طلاق نمود و یک ماه بعد از تولد بچه طبق خواسته اش از بنده طلاق خلع گرفت. اکنون پس از دو ماه و اندى که از آغاز عدّه اش گذشته رجوع کرده و درخواست مهریه کرده است. لیکن اینجانب به علت عدم توافق اخلاقى قادر به زندگى با او نمى باشم. آیا نامبرده مى تواند مهریه خود را که بخشیده مطالبه نماید؟

    ج: حق رجوع در مهر دارد ولى حق ندارد شما را به رجوع در زوجیت وادار نماید و اختیار رجوع در زوجیت با خودِ شما است، ولى قبل از رجوع او در مهر شما حقِّ رجوع در زوجیت ندارید.

    س: همسرم به علل زیادى در زندگى زناشویى به طلاق خلع رسید و در محضر طلاق از مهریه اش گذشت ولى بعد از حدود دو ماه و نیم براى سومین بار برایش پیام فرستادم که اگر پشیمان باشى حاضرم با احترام زیاد دوباره تو را به همسرى خود برگزینم ولى او قبول نکرد و در ضمن حلالم هم نکرد.

    اکنون روحم از عذاب و آتش الهى ترسناک است و تسکینى براى وجدانم نیست تا مرا از ناراحتى روحى نجات دهد!

    ج: در صورتى که با رضایت زن طلاق خلعى داده شده صحیح است و چیزى بر شما نیست.

    س: شرط حق طلاق از طرف زن در حین عقد (به صورت مطلق یا مشروط) چطور است؟

    ج: اگر شرط وکالت در طلاق باشد صحیح است.

    س: در عقدنامه اى شرط ضمن العقد شده که «اگر زوج بدون رضایت زوجه همسر دیگرى اختیار نماید، زوجه وکیل ـ و وکیل در توکیل غیر ـ بلاعزل باشد که خود را مطلّقه نماید» حال اگر زوجه بدون عذر موجه از زوج تمکین ننماید و موضوع عدم تمکین در دادگاه به اثبات برسد و دادنامه قطعى بر عدم تمکین و نشوز زوجه صادر گردد و زوج بخواهد به علت عدم تمکین و نشوز زوجه ازدواج مجدد نماید (و یا به علت مذکور ازدواج مجدد هم کرده باشد) آیا زوجه مى تواند با وکالت مأخوذه ضمن العقد خود را مطلقه نماید؟ یا اینکه ازدواج مجدد زوج به علت عدم تمکین زوجه از وکالت مأخوذه مستثنا مى باشد؟

    ج: اگر به نحو مطلق شرط توکیل در طلاق شده، استثنا نمى شود.

    س: آیا زوجه مى تواند هنگام عقد ازدواج با شوهر شرط کند که در مواردى خاص طلاق به دست او باشد؟

    ج: اگر در ضمن عقد شرط کنند که زن از طرف شوهر وکیل باشد که در موارد خاصى خود را طلاق دهد، صحیح است.

    س: اگر کسى به زن خودش بگوید: تو مثل مادر من یا خواهر من هستى، زنش بر او حرام مى شود؟

    ج: مجرد گفتن این جمله موجب حرمت نمى شود.

    پدیدآورنده:
    کليه حقوق برای پايگاه حوزه محفوظ است
    + نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آذر 1389ساعت 1:27  توسط مهدی  | 

    طلاق تازه کردن چاپ دانشنامه (cached) دید کلی روز به روز ازدواجهای ناشاد بیشتری به طلاق ختم می‌شوند. حدس و گمانهایی راجع به خاستگاه افزایش نرخ طلاق وجود دارند که عبارتند از: افت اخلاقی ، خودخواهی فزاینده نسل من ، جستجو برای تجارب جدید و ناتوانی آدمیان در ایجاد روابط عمیق. امروزه تحریم‌های اجتماعی در برابر طلاق از بین رفته است. شاید شگفتی واقعی در آن نباشد که نرخ طلاق این چنین افزایش یافته است. شگفتی حقیقی آن است که در دوره‌ای که هزینه‌های متارکه که تا چنین حد کافی کاهش یافته ، تا بدین‌اندازه دیرپا و مقاوم است. جنبه‌های مختلف طلاق محققی به نام بوآن اظهار می‌دارد که وقتی ازدواج از هم می‌پاشد، در اثر آن چندین نوع طلاق ایجاد می‌شود: * طلاق عاطفی زمانی رخ می‌دهد که ازدواج دستخوشی تباهی می‌شود (اما ممکن است تا بعد از حکم طلاق ادامه یابد.) * طلاق قانونی * طلاق اقتصادی ، که در رابطه با پول و توافقهای مالی (مانند مهریه) است. * طلاق هم والدی ، که در ارتباط با نگهداری و سرپرستی از فرزند ، خانواده‌های تک والدی ، یا حق ملاقات یا فرزندان است. * طلاق اجتماعی ، که در زمینه تغییر روابط با جمع دوستان همسر رخ می‌دهد. * طلاق روانی ، که در حضور مسائل مربوط به بازیابی خود پیروی فردی و مشکلات مربوط به فکر کردن براساس ضمیر «من» و نه «ما» است. اثرات طلاق پس از طلاق ، به دلایل مختلف ممکن است عزت نفس دچار آسیب شود. بسیاری از افرادی که متارکه کرده‌اند خود را شخصی ناپسنده و فاقد توان کافی برای ازدواج مجدد می‌دانند. مردان و زنان از لحاظ واکنشی که در برابر طلاق از خود نشان می‌دهند، با یکدیگر فرق دارند. مردان گرایش به آن دارند که طلاق را به عنوان چیزی به ناگهان رخ کرده است، ادراک کنند. زنان بیشتر احتمال می‌رود که آن را به عنوان نقطه پایانی بر یک فرآیند طولانی قلمداد کنند. به همین خاطر است که زنها کمتر احساسهای منفی را درباره طلاقشان گزارش می‌کنند. طلاق برای زنان تنش‌زاتر و گسلنده‌تر است تا مردان. ممکن است این زنی باشد که تردید کمتری درباره نفس طلاق داشته باشد. اما هم اوست که در برقراری زندگی جدید مشکلات بیشتری خواهد داشت. آدمیان از لحاظ واکنشی که در برابر طلاق از خود نشان می‌دهند، بسیار متفاوت‌اند، بسیاری از هم می‌پاشند، اما برخی دیگر ، نوعی تعالی عاطفی را تجربه می‌کنند. اگر طلاق را نقطه مقابل ازدواج موفق و خوب تلقی کنیم، در این صورت ، پدیده‌ای غمبار قلمداد خواهند شد. اما برای بسیاری از کسانی که طلاق گرفته‌اند، انتخاب‌هایی که در اختیار واداشته‌اند یا طلاق بوده است و یا یک ازدواج ناموفق و بد. با در دست داشتن این انتخابها برخی شواهد حاکی از آن است که طلاق می‌تواند شخصا مفید و سودمند باشد. محققین به این نتیجه رسیده‌اند که ممکن است بار آمدن در خانه از هم نپاشیده‌ای که ویژگی آن نزاع و جنجال است، آسیب رسانتر و مضرتر از بزرگ شدن در خانه‌ای باشد که در اثر طلاق فروپاشیده است. کنار آمدن با طلاق سازگاری با طلاق به عوامل بسیاری وابسته است: نگرش در مورد ازدواج ناموفق ، شخصیت فرد و محیط اجتماعی. برای کنار آمدن با طلاق ، کمکهای بیرونی از سوی متخصصان بهداشت روانی و گروههای خود یاری متشکل از افراد مطلقه (مانند والدین بی همسر) در دسترس هستند. همچنین حتی هنگامی که طرفین عزم خود را برای طلاق جزم کرده‌اند مشاوره با زوجها می‌تواند مفید واقع شود. برخی از فنون مسئله گشایی و مهارتهای حل تعرضی هم که برای بهبود ازدواجها بکار میروند می‌تواند برای کمک به حل آسیبهای ناشی از جدایی موثر باشد. مباحث مرتبط با عنوان * ازدواج
    + نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آذر 1389ساعت 1:21  توسط مهدی  | 

    طلاق به معنی پایان قانونی ازدواج و جدا شدن همسران از یکدیگر است. طلاق معمولاً وقتی اتفاق می‌افتد که استحکام رابطه زناشویی از بین می‌رود و میان زن و شوهر ناسازگاری و تنش وجود دارد. طلاق اجتماعی، تغییرات در دوستی‌ها و سایر روابط اجتماعی است که مرد یا زن طلاق گرفته با آن‌ها سر و کار دارد. طلاق روانی، موقعیتی است که از طریق آن فرد پیوندهای وابستگی عاطفی به همسرش را قطع کند و به تنها زیستن تن دردهد.

     

    فهرست مندرجات

    [نهفتن]

     

     

     

     

     

     

     

     

    آثار طلاق

    نبود ناگهانی همسر ممکن است احساس اضطراب یا هراس ایجاد کند؛ هر چند برخی نیز ممکن است پس از طلاق احساس خوشحالی داشته باشند. معمولاً زنان از طلاق بیش از مردان از نظر اقتصادی زیان می‌بینند، اما فرآیندهای سازگاری روانی و اجتماعی برای مردان و زنان تفاوت چندانی ندارد. بعضی از مردان و زنان ممکن است پس از طلاق به ازدواج مجدد تن در دهند.

    طلاق و کودکان

    کودکانی که والدینشان از ازدواج خود راضی نیستند اما با هم زندگی می‌کنند، ممکن است تحت‌تأثیر تنش ناشی از روابط آن‌ها به اضطراب یا افسردگی مبتلا شوند. کودکان پس از جدایی پدر و مادرشان نیز به اضطراب عاطفی دچار می‌شوند. کودکان بزرگ‌تر بهتر می‌توانند انگیزه‌های پدر و مادرشان را برای طلاق درک کنند. این کودکان ممکن است به خاطر اثراث طلاق بر آینده خود نگران باشند یا این که احساس تنهایی داشته باشند. کودکان هنگامی که پس از جدایی هم با پدر و هم با مادر رابطه مداوم دارند، در وضع بهتری به سر می‌برند تا هنگامی که فقط یکی از آن‌ها را به طور منظم می‌بینند. طلاق هماهنگی میان والدین، مسائل نگه‌داری کودک و حق ملاقات را در برمی‌گیرد.

    تاریخچه

    طلاق در بسیاری از سرزمین‌های باستانی از جمله میان‌رودان، یونان، ایران، مصر و چین وجود داشته‌است. کنستانتین محدودیت‌های بسیاری برای طلاق ایجاد کرد و در قرن دهم میلادی کلیسای مسیحی آن را ممنوع دانست. هنری هشتم برای نخستین بار از مجلس کلیسای انگلیس خواست که ازدواج او را فسخ نماید.

    به مرور زمان کشورهای اروپایی و مسیحی حق طلاق را برای زن و شوهر به رسمیت شناختند. با این حال، در سال ۱۹۸۶ در ایرلند پارلمان طلاق را غیرقانونی اعلام کرد. در انگلستان، در سال ۱۹۶۹ لایحه قانونی اصلاح طلاق به تصویب رسید که گرفتن طلاق را برای زن و شوهر آسان‌تر کرد. بین سال‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰،میزان طلاق در بریتانیا به طور ثابت هر سال ۹ درصد افزایش یافت و در طی آن دهه دو برابر شد. امروزه در بسیاری از جوامع اروپایی، میزان طلاق افزایش یافته‌است.

    طلاق در ایران

    در جمهوری اسلامی ایران، مرد با مراجعه به دادگاه حق تقاضای طلاق دارد. زن نیز در شرایط خاصی می‌تواند با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق کند. بعضی از این شرایط عبارت‌اند از:

    • ترک زندگی خانوادگی توسط زوج حداقل به مدت شش ماه متوالی و یا نه ماه متناوب در یک سال بدون عذر موجه
    • اعتیاد زوج به یکی از انواع مواد مخدر
    • ابتلای زوج به یکی از انواع مشروبات الکلی
    • محکومیت قطعی زوج به بیش از پنج‌سال حبس
    • ضرب و شتم یا سوء رفتار زوج که برای زوجه غیرقابل تحمل است.
    • ابتلای زوج به بیماری‌های صعب‌العلاج روانی و جسمانی

    در طلاق، خواندن صیغه طلاق در حضور دو مرد شاهد لازم است.

    در سال ۱۳۵۴ قانون حمایت خانواده ۱۳۵۴ به تصویب رسیده و آزادی مرد در طلاق را محدود به موارد خاصی نمود و پنج شرط دیگر در ماده ۱۱ قانون حمایت خانواده ۱۳۴۶ برای امکان درخواست طلاق اضافه شد که عبارت بودند از زندانی شدن زن یا مرد برای دوره‌ای مشخص، اعتیاد، ازدواج مجدد مرد بدون رضایت زن، ترک زندگی خانوادگی از طرف هریک از آنها، محکومیت قضایی هر یک از آنها که موجب لطمه به حیثیت خانوادگی دیگری شود. علاوه بر موارد قانون ۱۳۴۶، در قانون ۱۳۵۴ این توضیح آمد که ماده ۱۱ هم برای زن و هم برای مرد اعتبار دارد[۱].

    طلاق در مذاهب متفاوت

    در اسلام

    نوشتار اصلی: طلاق در اسلام

     

    در آئین بهاییت

    بهاءالله ، شارع بهائیت در کتاب اقدس امر طلاق را بسیار مکروه و ناپسند ذکر می‌کند ولی در نظر می‌گیرد که اگر زن و شوهری واقعا نتوانستند با هم زندگی کنند باید حکم طلاق جاری شود: شوقی افندی، ولی‌امرالله می‌گوید:«امر طلاق بسیار مذموم و قبیح و مخالف رضای الهی است»[۲]

    بعد از تصمیم زن و مرد برای جاری ساختن حکم طلاق، باید به مدت یک سال صبر نمایند، این ایام به اصطلاح بهائی، ایام تربص نامیده می‌شود. و اگر این یکسال گذشت و بین زن و مرد اتحاد مجدد برقرار نشد، آن‌ها به کلی از هم جدا شده و می‌توانند با فرد دیگری ازدواج کنند. در موقع یکسال تربص مرد باید تمام مخارج زندگی زن را به میزانی که محفل روحانی محل تعین می‌کند، بپردازد ولو آنکه طلاق به تقاضای زن صورت گرفته باشد.[۳] در دین بهائی طلاق به درخواست زن نیز صورت می‌گیرد و این به عنوان یکی از موارد رعایت یکی از تعالیم دین بهائی با نام تساوی حقوق زن و مرد برشمرده می‌شود.

    پاورقی

    1. ساناساریان، الیز؛ ص.۱۴۶ تا ۱۵۳
    2. لوح مبارک ۱۴ شهرالرحمة سنه ۹۵ خطاب به محفل روحانی ملی ایران
    3. کتاب احکام، معارف مقدماتی، صفحه ۱۵ و ۱۶

    منابع

    • قانون مدنی. چاپ سپهر نوین، تهران: لاهیجی، ۱۳۸۵.
    • فرامرز رفیع پور. آناتومی جامعه: مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی کاربردی. تهران: انتشارات کاوه، ۱۳۷۷.
    • یان رابرتسون. درآمدی بر جامعه. ترجمهٔ حسین بهروان. چاپ سوم، مشهد: آستان قدس رضوی، ۱۳۷۲.
    • تامین ملوین. جامعه‌شناسی قشربندی و نابرابری‌های اجتماعی. ترجمهٔ عبدالحسین نیک‌گهر. چاپ دوم، تهران: توتیا، ۱۳۷۳، ۱۲۸.
    • مساله طلاق، علل و عوامل [۱]

     پس از طلاق ترجمه بهمن فرزانه تهران ۱۳۷۹

    مجموعه کامل قوانین خانواده تدوین هوشنگ ناصرزاده تهران خورشید ۱۳۷۳

    قانون ازدواج و طلاق گردآوری حسن عابدزاده تهران ۱۳۷۱

    بچه های طلاق تایبر ادوارد ۱۹۵۰ ترجمه نوراندخت تمدن تهران ۱۳۷۲

     

    + نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آذر 1389ساعت 1:14  توسط مهدی  | 

    + نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آذر 1389ساعت 16:35  توسط مهدی  | 

    علت اصلی افزایش آمار طلاق نداشتن مهارتهای زندگی است


    یک جامعه شناس و استاد دانشگاه ریشه افزایش پدیده طلاق و زنهای مطلقه در کشور را بی توجهی نهادها به آموزش مهارتهای زندگی به جوانان عنوان کرد و گفت: بررسیها نشان می دهد از هر چها ازدواج در کشور یک ازدواج در سال اول زندگی به طلاق ختم می شود.

    دکتر غلامرضا علیزاده با انتقاد از عدم آموزش مهارتهای زندگی گفت: در کشور ما هیچ نهادی، مهارتهای زندگی را به نسل جوان آموزش نمی دهد و این امر در کنار مشکلاتی از جمله مهیا نبودن امکانات زندگی باعث شده تا بسیاری از ازدواجها در سال اول زندگی به طلاق ختم شود.

    این اظهارات در حالی از سوی علیزاده مطرح می شود که هفته گذشته رئیس مجتمع قضائی شماره دو خانواده در همایشی که در مرکز همایشهای مجمع تشخیص مصلحت نظام برگزار شده بود، از وجود 6 میلیون زن طلاق گرفته در کشور خبر داد.
    در کشور ما به علت وجود عوامل متعدد، نهاد خانواده متزلزل و آسیب پذیر شده است.

    بررسیها نشان می دهد درصد بالایی از طلاقها در سال اول زندگی رخ می دهد و این در حالی است که در مناطق مرفه نشین این میزان آمار بالاتر است.

    به گفته علیزاده، در شهری همچون تهران مسائل اقتصادی عامل افزایش پدیده طلاق نیست و باید علت آن را در عدم آموزش مهارتهای زندگی جستجو کرد. چرا که بسیاری از جوانان در زمان آغاز زندگی مشترک هیچ آشنایی با مسائل و مشکلات زندگی ندارند.

    دو انسان با فرهنگ، منش، خانواده و نگرشهای متفاوت در زیر یک سقف زندگی مشترک خود را آغاز می کنند. در حالی که هیچ نهادی برای آشنایی آنان با مسائل زندگی تلاش و اقدامی نمی کند و این امر باعث می شود تا امروز با آمار نگران کننده ای در خصوص طلاق و زنان مطلقه مواجه باشیم.

    امروزه ازدواجها به صورت شتاب زده انجام می شود و چون انسانها در برخوردهای اول رفتار و واقعیت وجودی خود را بروز نمی دهند پس از ازدواج، رفتارهای نمایشی همچون پرده ای کنار می رود و رفتارها و چهره واقعی دو زوج نمایان می شود و در آن شرایط است که دو جوان احساس می کنند که به اندازه جغرافیای انسانی از یکدیگر فاصله دارند و وقتی راه حلی برای مسئله نیاموخته اند بنابراین به پاک کردن صورت مسئله اقدام می کنند و تقاضای طلاق می دهند.
    + نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آذر 1389ساعت 16:9  توسط مهدی  | 

    طلاق .. طلا نیست ؟!


    طلاق از آن چيزهايي است که بعضي ها مي دهند و بعضي هاي ديگر مي گيرند، اما هر دو طرف به يک سرنوشت دچار مي شوند! کلاً چيز عجيبي است اين طلاق. مردم موقع ازدواج به طلاق فکر نمي کنند، موقع طلاق هم به ازدواج فکر نمي کنند، اما بعضاً بي درنگ پس از ازدواج طلاق مي گيرند و بلافاصله بعد از طلاق ازدواج مي کنند!

    به هر حال گويا اين داستان «دو بار از يک سوراخ گزيده شدن»، در مورد برخي از دوستان بدجوري صدق مي کند.
    لباس عروس و کفن قديمها مي گفتند «بايد با لباس سفيد به خانه بخت رفت و با کفن سفيد هم از آن بيرون آمد.» اما اين اواخر که علم پيشرفت کرده، بعضي از عروس خانمها با لباس سفيد به خانه بخت مي روند و بلافاصله با همان لباس سفيد عروسي بيرون آمده، به دادگاه مي روند تا مهريه شان را به اجرا بگذارند که در نوع خودش تحول جالب توجهي است! به هر حال مهريه اي که قبلاً نه کسي آن را مي داد و نه کسي آن را مي گرفت، اين روزها بشدت دادني و گرفتني شده و به هيچ وجه شوخي بردار هم نيست.
    + نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آذر 1389ساعت 16:9  توسط مهدی  |